۲۰/۱۲/۹۷

در مطلبی که در بلاگ این سایت با عنوان نقد و بررسی کتاب «تعامل بازیابی اطلاعات» قرار دادم، به موضوع قراردادی در سال ۱۳۹۳ اشاره کردم که به موجب آن، «شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی» «پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی» نقد و بررسی کتاب «تعامل بازیابی اطلاعات» را به من واگذار کرد. حاصل کار بنا به اعلام و درخواست دبیر گروه علوم تربیتی به صورت مقاله‌ای تدوین گردید تا در مجلۀ «پژوهش‌نامه انتقادی متون و برنامه‌های علوم انسانی» به چاپ برسد. این مقاله در آخر اسفند همان سال برای مجله ارسال گردید، اما با وجود اصرار اولیۀ دبیر گروه برای تهیۀ مقاله و قول مساعد برای چاپ، این مقاله هم مانند مقاله مربوط به بررسی کتاب «مقدمه‌ای بر شناخت اسناد آرشیوی» به چاپ نرسید و به سرنوشت همان مقاله دچار شد.

اما در روز چهارشنبه ۱۵ اسفند ۹۷ (یعنی دقیقاً چهار سال بعد) ایمیلی دریافت کردم که «ضمن … پوزش فراوان به دلیل بسیارطولانی شدن فرایند داوری مقاله» خواسته شده بود که «درصورت تمایل، ضمن برطرف کردن موارد خواسته شده و موارد قید شده توسط داوران در فایل مقاله، و همچنین رعایت شیوه نامه تهیه مقالات این نشریه، مقاله اصلاح شده را ظرف مدت دو هفته از دریافت این نامه به دفتر نشریه ارسال نمایید».

نامۀ همراه به نام سردبیر فصلنامه، البته فاقد امضا و تاریخ بود، و نام سردبیر نیز با آنچه در حال حاضر در وبسایت نشریه درج شده تفاوت داشت. اما این تاخیر ۴ ساله شاید بهانۀ خوبی باشد برای نگاهی به نظرات یکی از داوران مقاله.

موارد زیر به عنوان «نظرات داور اول» در نامه منتسب به سردبیر آمده است:

  1. به محتوای کتاب نقدی وارد نشده است. بیشتر نقد ترجمه و ویرایش و چاپ است.
  2. جایگاه ترجمه در میان آثار مشابه بررسی نشده است.
  3. مقدمه به اهمیت «تعامل در بازیابی اطلاعات» کمتر پرداخته است.
  4. نقد در چهار قسمت: نقد محتوای کتاب، نقد ترجمه، نقد ویرایش، نقد چاپ ارائه شود.
  5. موارد ذیل نقد ترجمه و نقد ویرایش، دسته بندی شوند.
  6. برای مقدمه و جایگاه اثر، از منابعی استفاده شود و نقد، مستند باشد.
  7. نتیجه گیری و پیشنهاد در انتهای مقاله انجام شود. قضاوت نهایی صورت گیرد و پیشنهادهایی برای بهبود ارائه شود.
  8. بهتر است مقاله به نقد سایر ترجمه های این حوزه تعمیم یابد (تعمیم دهی در نتیجه گیری).

یکی از مشکلاتی که در داوری‌های صورت‌گرفته بر روی مقالات و پایان‌نامه‌ها برای نویسندگان رخ می‌دهد، دلبخواهی بودن داوری‌ها و فقدان یک چارچوب مشخص و معین برای داوری، و/یا ناآشنایی داوران با حدود اختیارات خود در نقد و اصلاح متن مورد بررسی می‌باشد. به عنوان مثال، من برای تهیۀ مقالۀ ارسالی، ابتدا به وبسایت مجله مراجعه کردم  و با توجه به ساختار و محتوای چند مقالۀ منتشرشده، مقاله را تنظیم و ارسال کردم. این بدان معنا است که اگر هم‌اکنون نیز به وبسایت مجله مراجعه کنید، مقالات متعددی خواهید یافت که با چارچوب و اصلاحات موردنظر داور، انطباق ندارند. بنابراین، داور از نویسندۀ مقاله انتظاری دارد که کاملاً شخصی و دلبخواهی است و دست‌کم می‌توان گفت که داوران دیگر، چنین نحوۀ داوری را اعمال نمی‌کنند، و بنابراین مجله فاقد آن چارچوب و الزاماتی است که داور این مقاله، آن‌ها را به عنوان اشکال و ایراد، بر مقاله وارد دانسته است.

شاید ایرادات وارده از سوی داور به نظر مطلوب و بهینه باشند. اما باید توجه داشت که وظیفۀ داور یک مقاله یا پایان‌نامه، رفع تمام ایرادات و حصول یک اثر عالی و بی‌نقص از متن ارائه‌شده نیست. برعکس، با این فرض که نویسنده تمام تلاش خود را برای ارائۀ یک متن بی‌عیب و نقص به کار بسته، داور باید در جهت تحقق حداقل‌های لازم تلاش کند، و البته پیشنهادهای خود را به گونه‌ای بیان نماید که روشن باشد پیشنهاد هستند، و نه تعیین تکلیف. کار داور، کاربست یک چارچوب حداقلی و انطباق متن مورد داوری با بایسته‌های اولیه و الزامی آن چارچوب است. او باید بداند که در جایگاه- مثلاً – استاد راهنمای یک طرح پژوهشی یا پایان‌نامه نیست و باید بسیاری از پیشنهادها را برای خود نگاه دارد و خودش آن‌ها را در کارهای آتی خود به کار ببندد.

وجه دیگری از اختیارات غیرمجاز که برخی داوران برای خود قائل‌اند، به حوزۀ نگارش مربوط می‌شود. وظیفۀ داور، ارتقای نگارشی متن نیست، بلکه باید مواردی را که متن با ابهام و گنگی یا نقص و کاستی روبرو است، مشخص کند. اما شخصاً با موارد بسیاری روبرو شده‌ام که داور خود را محق می‌داند قلم قرمز خود را بر بسیاری از نگاشته‌های نویسنده بکشد، آن‌ها را اصلاح کند، یا او را وادارد که نوشته‌های خود را تغییر دهد. شاید حاصل کار، متنی ویراسته‌تر و پیراسته‌تر از پیش باشد. اما هر چه که باشد، حاصل قلم نویسندۀ اصلی نیست. از سوی دیگر، باید توجه داشت که حتی اگر متن نیاز به اصلاحات ویرایشی دارد، داور تنها مسئول کنترل انتقال هرچه کامل‌تر محتوای مفروض- در و چارچوب مشخص- می‌باشد، و اصلاحات نگارشی وظیفۀ ویراستار است.