۱۳۹۹/۷/۲۷

نکتۀ دیگر در باب نیاز اطلاعدهی: گاهی صرف بیان اطلاعات موجب تشفی خاطر می گردد (به شرحی که در قسمت قبلی گفته شد) و گاهی اطمینان از دریافت اطلاعات، چنین نتیجه ای دارد و بنابراین اگر اطلاع دهنده بداند که اطلاع گیرنده از قبل، آن اطلاعات را داشته، احساس می کند که نیاز او تامین شده است (یک مثال ساده، معلمی است که به مرور مباحث پیشین می پردازد، یا قاضیی که بسته به علم و اطلاع فرد یا عدم آگاهی او به موضوع و عواقب آن، احکام متفاوتی صادر می کند). گاهی دلیل این رضایت اطلاع دهنده، بنا بر تبعات مترتب بر اطلاع داشتن و آگاهی است (مانند مثالی که از معلم یا قاضی گفتیم)، و گاهی اصولا چنین تبعاتی در میان نیست، یا اطلاع دهنده از چنین تبعاتی آگاهی ندارد؛ مثل زمانی که کسی برای دیگری درددل می کند و همین که گفتنی های خود را با دیگری در میان می گذارد، احساس آرامش می کند. این نیاز، گاه آنقدر حیاتی و ضروری است که اگر برآورده نشود، موجب بیماری می شود و بر همین اساس، یکی از راه های درمان افسردگی را صحبت کردن و گفتگو می دانند. بدیهی است که منظور از صحبت کردن و حرف زدن در اینجا، به معنای به زبان آوردن واژگان بی ربط و بی معنا نیست، بلکه بیان مکنونات قلبی و ذهنی فرد و سخن گفتن در باره انگاره ها و باورهای اوست، و همه اینها یعنی اطلاعدهی.