در آذرماه سال ۱۳۹۳ به موجب قراردادی که با «شورای بررسی متون و کتب علوم انسانی» «پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی» بسته شد، نقد و بررسی کتاب «تعامل بازیابی اطلاعات» به من واگذار گردید. حاصل کار بنا به اعلام و درخواست دبیر گروه علوم تربیتی به صورت مقاله‌ای تدوین گردید تا در مجله «پژوهش‌نامه انتقادی متون و برنامه‌های علوم انسانی» به چاپ برسد. این مقاله در آخر اسفند همان سال برای مجله ارسال گردید، اما با وجود اصرار اولیۀ دبیر گروه برای تهیۀ مقاله و قول مساعد برای چاپ، این مقاله هم مانند مقاله مربوط به بررسی کتاب «مقدمه‌ای بر شناخت اسناد آرشیوی» به چاپ نرسید و به سرنوشت همان مقاله دچار شد. با توجه به استفاده از کتاب «تعامل بازیابی اطلاعات» در برخی گروه‌های آموزشی، متن بررسی این کتاب در اینجا عرضه می‌گردد.

نقد و بررسی کتاب «تعامل بازیابی اطلاعات»

علی‌حسین قاسمی

استادیار گروه کتابداری و اطلاع‌رسانی پزشکی

دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز

tvahn@yahoo.com

 

چکیده:

حوزه موضوعی بازیابی اطلاعات از آن نظر که پس از مباحث ذخیره و بازیابی اطلاعات، برای ورود به مبحث «ربط در بازیابی اطلاعات» درگاه قابل‌توجهی به شمار می‌رود، مورد علاقه و تحقیق بسیاری از دست‌اندرکاران ذخیره و بازیابی است. نگاه دانشمندان علم اطلاعات به بازیابی متضمن بررسی نقش کاربر در فرایند تعامل با اطلاعات است و پیتر اینگورسن که از سرآمدان این حوزه است، از وجوه گوناگون به نقشی که تعامل در بازیابی اطلاعات در نتیجه نهایی جستجو و در میزان ربط یافته‌های جستجو دارد می‌پردازد. هاجر ستوده (استادیار در علم اطلاعات و دانش‌شناسی) با ترجمه کتاب مذکور کوشیده است این کتاب را برای عده بیشتری از علاقه‌مندان فارسی‌زبان این حوزه دسترس‌پذیر سازد. در متن حاضر تلاش شده این ترجمه معرفی گردد و برخی از کاستی‌های آن مورد اشاره گیرند؛ با این امید که به تولید ترجمه‌های بهتر نیز یاری رسانده شود.

کلیدواژه‌ها: تعامل بازیابی اطلاعات، ترجمه، نقد، پیتر اینگورسن، هاجر ستوده

Abstract:

The subject field of information retrieval is of interest for many involved in information storage and retrieval issues, since is the next doorway to enter the field of relevance in information retrieval. Information scientists’ view towards retrieval involves studying the role of the user in the process of with-information interaction. Professor Peter Ingwersen as a top information scientist deals from different aspects with the role of Information Retrieval Interaction in the final search-results and in relevance ratio of the results. Hajar Sotoodeh (Assisst. Prof. in Information Science) in translating Ingwersen’s work in Persian has attempted to make the contents of the book accessible for the more Persians interested in the field. This review tries to by introducing the book and pointing to some of its shortcomings, hopefully help to get better translations produced.

Keywords: “Information Retrieval Interaction”, translated, review, Hajar Sotudeh

نام کتاب: تعامل بازیابی اطلاعات

عنوان اصلی: Information Retrieval Interaction

نویسنده: پیتر اینگورسن (Peter Ingwersen)

مترجم: دکتر هاجر ستوده؛ عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز

ویراستار: بهاره پورحسن

ناشر: کتابدار، تهران

۳۸۰ صفحه

نوبت چاپ: اول/ ۱۳۸۹ در ۲۲۰۰ نسخه

با کسب مجوز برای ترجمه کتاب به فارسی از پیتر اینگورسن دارنده حق مؤلف ۱۹۹۲ و ۲۰۱۰

 

مقدمه

وقتی که در علم اطلاعات صحبت از ذخیره و بازیابی می‌شود، این حوزه موضوعی از دو وجه مورد توجه قرار می‌گیرد: ذخیره و بازیابی داده‌ها، و ذخیره و بازیابی اطلاعات. دست‌اندرکاران و دانشمندان و حرفه‌مندان علم اطلاعات، امر پژوهش و توسعه در بازیابی داده‌ها را به رشته‌های دیگر و بویژه به علوم رایانه وا‌می‌گذارند و توجه خود را عمدتاً به ذخیره و بازیابی اطلاعات معطوف می‌دارند- هرچند که در این راه، از فناوری‌های نوین در ذخیره و بازیابی داده‌ها به عنوان ابزار کار برای حصول هدف- یعنی ذخیره و بازیابی اطلاعات- استفاده می‌کنند.دلیل این تفکیک آن است که به باور دانشمندان علم اطلاعات، داده و اطلاعات در حکم واژه و مفهوم، یا نماد و معنا هستند و داده‌ها محمل و بستر انتقال معنا و اطلاعات‌اند و ازاین‌رو ذخیره و بازیابی داده‌ها یک حوزه فنی، و ذخیره و بازیابی اطلاعات یک قلمرو شناختی و معنایی است.

اگر اولین وظیفه رشته کتابداری و اطلاعات را سازماندهی اطلاعات بدانیم، از اهداف اصلی آن در قلمرو ذخیره و بازیابی اطلاعات، افزایش میزان ربط در یافته‌ها خواهد بود.در هر سامانه ذخیره و بازیابی اطلاعات، اولین قدم فراهم آوردن امکان جستجو در اطلاعات موجود و استخراج یافته‌هایی متناسب با پرسش ارائه‌شده به سامانه می‌باشد. اما افزون بر این، دغدغه دانشمندان علم اطلاعات این است که به شیوه‌های مختلف، میزان ربط یافته‌ها و مناسبت آن با پرسش کاربر را افزایش دهند. در این راستا، دانشمندان مختلف رویکردهای گوناگونی را مطرح می‌کنند و از وجوه مختلفی به موضوع ذخیره و بازیابی اطلاعات می‌پردازند، که ارائه هرچد مختصر این نگرش‌ها در ایمن مقال نمی‌گنجد. ازجمله رویکردهایی که در این عرصه مورد توجه می‌باشد، نقشی است که جستجوگر و جوینده اطلاعات در تعامل با سامانه بازیابی اطلاعات به عهده می‌گیرد و در یک فرایند کنش و واکنش، می‌کوشد میزان ربط نتیجه حاصل از سامانه بازیابی به نیاز اطلاعاتی خود هر چه بیشتر کند. این- همچون بسیاری از دیگر دانشمندان علم اطلاعات- هدف نهایی رویکرد پیتر اینگورسن به فرایند بازیابی است. به اعتقاد او بازیابی صرفاً در یک چرخه ساده «ارائه پرسش، انطباق یافته‌ها، و بازنمایی و نمایش یافته‌ها» خلاصه نمی‌شود؛ بلکه عوامل گوناگونی دخیل هستند تا این روند به یک فرایند پویا و چندوجهی تبدیل شود و همه این‌ها باعث می‌شوند تا کاربر به دادن و گرفتن بازخورد از سامانه بازیابی اطلاعات بپردازد. از سوی دیگر، با پذیرش نقش فعال کاربر در فرایند تعاملی بازیابی، طراحان مدل‌های بازیابی اطلاعات هم می‌کوشند سامانه‌ها را به گونه‌ای طراحی کنند که فضای لازم و کافی برای این تعامل فراهم شود و نتیجه کار، دستیابی به یافته‌های هرچه باربط‌تر باشد. با این مقدمه به بررسی کتاب تعامل بازیابی اطلاعات می‌پردازیم.

مطالبی که در بررسی کتاب «تعامل بازیابی اطلاعات» ارائه می‌شوند بر سه دسته‌اند: آنچه که در باره محتوای اصلی و متن کتاب است و به نویسنده اصلی مربوط است؛ آنچه به ترجمه و عملکرد مترجم مربوط است؛ و آنچه به مسائل فنی و چاپ کتاب مربوط است. هرچند تفکیک دقیق برخی از مطالب در ذیل این سه مقوله آسان نیست، تلاش می‌شود که این دسته‌بندی رعایت گردد.

الف. در باره نویسنده: پیتر اینگورسن

پروفسور «پیتر اینگورسن» استاد دانشکده سلطنتی علوم کتابداری و اطلاعات دانشگاه کپنهاگ است. او از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۰۹ موفق به دریافت هفت جایزه پژوهشی شده. از جمله علائق پژوهشی وی عبارت‌اند از: تعامل در بازیابی اطلاعات، مدل‌های بازیابی اطلاعات و روش‌شناسی ارزیابی، نوع‌شناسی ربط، ارزیابی جستجو، علم‌سنجی، کتاب‌سنجی، وب‌سنجی. وی بیش از ۷۰ مقاله، و چندین کتاب منتشر کرده که کتاب مورد بررسی این نوشتار، ازجمله معروف‌ترین آن‌ها است. او در ژانویه سال ۲۰۰۶ موفق به نیل به درجه استاد تمامی در حوزه بازیابی اطلاعات شده است. کتاب «تعامل در بازیابی اطلاعات» او تاکنون به موجب آمار مندرج در موتور جستجوی «گوگل اسکالر» بیش از ۱۰۰۰۰ استناد دریافت کرده است.

ب. در باره مترجم: هاجر ستوده

دکتر هاجر ستوده دکترای کتابداری و اطلاع‌رسانی از دانشگاه تهران، استادیار و عضو هیئت علمی دانشگاه شیراز است. به گواهی پروفایل پژوهشی وی، تاکنون پنج کتاب را به فارسی ترجمه کرده و بیش از ۷۰ مقاله در حوزه تخصصی خود به فارسی و غیرفارسی نگاشته و منتشر کرده است. هرچند در کارنامه وی مقالات و کتب و پایان‌نامه‌هایی که حوزه موضوعی آن‌ها بویژه بازیابی اطلاعات باشد بسیار نیست، اما گمان می رود که حجم قابل توجه انتشارات وی زمینه لازم برای دقت نظر در امر ترجمه را در ایشان فراهم کرده باشد، بویژه آن که ترجمه ایشان از کتاب «تعامل بازیابی اطلاعات» در پانزدهمین کتاب فصل جمهوری اسلامی ایران (اسفند ۱۳۹۰) برنده جایزه شده است.

ج. محتوای کتاب

در ابتدای بررسی به معرفی فصل‌های مختلف کتاب می‌پردازیم.

فصل اول و دوم به دلیل دشواری در نگارش متن، قابلیت استفاده چندانی ندارد. فصل اول با عنوان «اطلاع‌رسانی در بافتار» می‌کوشد به پیشینه و زمینه ظهور و گسترش علم اطلاعات بپردازد. فصل دوم با عنوان «دیدگاه شناختی و اطلاعات» باید مقدمه‌ای غیرقابل چشمپوشی باشد بر قسمت‌های بعدی کتاب. زیرا به حوزه‌ای می‌پردازد که اشتهار نویسنده در آن است؛ یعنی «نگرش شناختی به بازیابی اطلاعات». اما متاسفانه به دلیل نحوه نگارش نویسنده و به رغم دقت و تلاش مترجم، زنجیره جملات و عبارات فاقد پیوستگی و انسجام لازم برای انتقال مفهوم لازم برای ورود به دایره ذهنی و نظری نویسنده هستند و خواننده تنها با تمسک به مفاهیمی که جسته و گریخته از متن استنباط می‌کند باید به زمینه فکری نویسنده وارد شود. این دشواری نگارش، در فصل اول و دوم متن اصلی هم آشکار است و مقابله ترجمه با متن اصلی نیز در بسیاری از موارد، کمکی به سهولت دریافت معنا نمی‌کند.

فصل سوم با عنوان «بازیابی اطلاعات» به مرور چند مبحث از این حوزه، یعنی موضوع و ربط می‌پردازد. تأکید عمومی این فصل بر سمتگیری پژوهش‌های بازیابی اطلاعات به رفتار کاربران می‌باشد که هدف از این سمتگیری، افزایش ربط در نتیجه نهایی بازیابی است.

فصل چهارم با عنوان «رویکرد پژوهشی سنتی به بازیابی اطلاعات» (ص ۱۰۷) با طرح نظریه‌های رده‌بندی و نمایه‌سازی آغاز می‌شود و در انتها با طرح پیشرفت‌های حاصله در فنون بازیابی اطلاعات به موضوع ربط و جایگاه آن در مبحث بازیابی اطلاعات می‌پردازد.

در فصل پنجم با عنوان «رویکرد کاربرگرا به پژوهش بازیابی» (که بهتر بود منطبق‌تر با متن اصلی- «رویکرد کاربرگرا به پژوهش در بازیابی اطلاعات» باشد) به نقش واسط و کاربر در بازیابی، و پژوهش‌هایی که بر روی آن‌ها و تعاملات آن‌ها در فرایند بازیابی انجام گرفته پرداخته شده است. در این میان آنچه مورد بحث بیشتر قرار گرفته عبارت‌اند از انطباق دقیق و انطباق جزئی ، نقش میانجی (=واسط) در تعامل با سامانه بازیابی، و نقش مصاحبه پیش از جستجو در فرایند بازیابی. برای آنان که به حوزه ذخیره و بازیابی اطلاعات و بویژه مباحث محیط رابط و نقش آن در اخذ بازخورد و افزایش میزان ربط یافته‌ها در سامانه ذخیره و بازیابی علاقه‌مندند، این فصل بسیار سودمند و ایده‌آفرین است.

فصل ششم با عنوان «تعامل بازیابی اطلاعات- دور شناختی»نامیده شده، که بهتر بود به جای واژه «دور» (در برابر “turn”) از «چرخش» استفاده می‌شد. در این فصل نویسنده به نقش ساختار شناختی فرد در فرایند بازیابی اطلاعات توسط وی می‌پردازد. این ساختار شناختی که از محیط پیرامونی و فضای کاری اثر می‌پذیرد، بر فرایند بازیابی اطلاعات و فضای مسئله اثر می‌گذارد. وجه دیگر مؤثر در فرایند بازیابی، میانجی و ساختار دانشی او است، که به اجزای تشکیل‌دهنده اصلی این بخش از فرایند تعامل در بازیابی نیز اشاره شده. در بخشی با عنوان «ویژگی‌های دانش کاربر واقعی»، انواع کاربران و ساختار دانشی آنان که بر بازیابی اثر می‌گذارد مورد بررسی قرار گرفته‌اند. علاوه بر این‌ها، ساختارهای شناختی جمعی نیز به دلیل نقشی که در ساختاردهی به ذهنیت جستجوگر و میانجی دارند نیز مورد توجه قرار می‌گیرند. بحث آخر این فصل، ارزیابی کارکرد فرایند بازیابی است که بیش از همه بر ارزیابی ربط یافته‌های حاصل از بازیابی اثر می‌گذارد.

در فصل هفتم با عنوان «رویکرد شناختی به پژوهش بازیابی» نویسنده به ظهور رویکردهای گوناگون در قلمرو پژوهش در بازیابی اطلاعات می‌پردازد و در این روند، عمده تمرکز خود را ابتدا به مدلسازی از کاربر و سپس طراحی میانجی (= واسط) معطوف می‌کند و روشن است که به تبع محور موضوعی اثر، از طریق طرح مبسوط بازخورد در بازیابی، در باره نقش تعامل در این دو عرصه توضیح می‌دهد.

در فصل هشتم با عنوان «مدل میدی‌ییتور» به تشریح یک مدل میانجی (=رابط) به نام «میدی‌ییتور» (=واسط) پرداخته شده. با توجه به مبنای نظری نویسنده که نگاهی تعاملی به فرایند بازیابی اطلاعات دارد، هدف مدل او نیز «کمک به کاربر در رابطه با نیاز اطلاعاتی وی در یک وضعیت عدم قطعیت و نیز … حل مسئله در فضای مسئله‌ای وی» می‌باشد. نویسنده در ادامه با اشاره به میزان حضور عناصری از مدل «مونسترات» (Monstrat) در مدل خود، به تشریح کارکردها و زیرکارکردهای تشکیل‌دهنده این مدل می‌پردازد. هر یک از کارکردهای مورد اشاره و نیز زیرکارکردهای مرتبط با آن‌ها می‌تواند مورد علاقه و توجه افرادی یاشد که از وجوه گوناگون فنی و موضوعی به حوزه محیط رابط کاربر علاقه‌مندند. نویسنده نیز در انتهای فصل، به کاربردهای سه‌گانه «تحلیل و طراحی، ارزشیابی، آموزش و تعلیم» اشاره می‌کند.

فصل نهم با عنوان «نتایج»، بخش کوتاهی است که در چهار صفحه اهدافی را که نویسنده از مطالب ارائه‌شده در کتاب داشته به صورت خلاصه بیان کرده است.

بخش بعدی کتاب (که در فهرست مطالب ترجمه فارسی نیامده) «تعاریف» است که در آن، به تعریف اصطلاحاتی پرداخته شده که در حوزه بازیابی اطلاعات و درک مباحث کتاب، نقش اساسی دارند. فهرست منابع و نمایه پایانی، بخش‌های دیگر این کتاب هستند.

در انتهای عمده فصل‌ها، بخشی با عنوان «خلاصه» آمده است که به دریافت بهتر آنچه در قسمت‌های پیشین آن فصل آمده کمک می‌کند. اما فصل ۱ و ۳ فاقد چنین قسمتی هستند.

ترجمه

۱٫ آنچه پیش از هر چیز نیازمند اشاره است، اشراف و تسلط قابل قبول مترجم بر حوزه موضوعی و توانایی وی در درک مباحث مطروحه در کتاب اصلی است. آنچه که در پی می‌آید، به تبع انجام هر اقدام ترجمه‌ای و انتشاراتی است و ذکر آن تأکیدی خواهد بود بر لزوم توجه باز هم بیشتر در کارهای بعدی مترجم، و دعوت دیگران که هر کار هر اندازه سنجیده و دقیق، خالی از خطای انسان نخواهد بود.

۲٫ مترجم به عنوان نام کتاب، در برابر «Information Retrieval Interaction» عبارت «تعامل بازیابی اطلاعات» را برگزیده- احتمالاً با این هدف که هم به متن اصلی وفادارتر بمانده و هم این که با این ساخت زبانی، بر «تعامل بودن» بازیابی اطلاعات – به عنوان صفت و ویژگی آن- تأکید کند؛ اما چون این نوع ترکیب در زبان علمی کم‌تر مورد استقاده قرار می‌گیرد و اصولاً گرایش متون علمی و تخصصی به استفاده از ساخت‌های رسمی و عام زبانی است، معنای قوی‌تری که به ذهن متبادر می‌شود این است که «تعامل» به عنوان کارکرد «بازیابی اطلاعات» موضوع بحث کتاب است. بنابراین بهتر بود از عبارت «تعامل در بازیابی اطلاعات» برای نام کتاب استفاده می‌شد، هرچند که تمام معنای موردنظر نویسنده اصلی نیز در این عبارت نمی‌گنجد.

۳٫ مترجم در پیشگفتار خود ارائه اصل واژه‌های تخصصی انگلیسی را در کنار برابرنهاده‌های تازه فارسی ضروری می‌داند، اما اعلام می‌دارد: «برای پرهیز از ناخوانایی متن، به جای درج آن‌ها در کنار برابرنهاده‌های فارسی در متن، در فهرست واژگان که در پایان اثر آمده است ارائه گردید.» این فاصله بین برابرنهاده یک اصطلاح و شکل اصلی آن، برای خواننده‌ای که علاقه‌مند به دیدن شکل اصلی است، آزارنده می‌نماید و موجب می‌شود که خواننده ناچار باشد در صورت علاقه به دانستن اصل غیرفارسی کلمه، در واژه‌نامه پایانی به جستجو بپردازد. به علاوه، در مواردی مشاهده می‌شود که انطباق کاملی بین برابرنهاده فارسی و شکل اصلی کلمه نیست.

۴٫ مترجم در اشاره به تلاش خود برای ارائه یک ترجمه ساده و روان، توجه ما را به «قلم فاضلانه نویسنده و سبک نگارش سنگین وی» جلب می‌کند؛ در حالی که متن اصلی نیز واجد همان اشکالی است که در ترجمه نیز منعکس شده و پیشتر در بخش مربوط به محتوا به آن اشاره شد. از همین روی است که تسلط و تلاش مترجم در ارائه یک متن روان و گویا ناموفق است؛ زیرا مراجعه به متن اصلی نیز موجب رفع ابهام معنایی- بویژه در دو فصل اول- نمی‌شود.

۵٫ در مواردی، آوانویسی تلفظ نام‌ها با اشکال همراه است؛ مثل «اندرسون» برای Andersen و «ایرن» برای Irene (ص ۱۰)؛ «سپارک» برای Sparck و «فردین» برای Farradane.

۶٫ به موجب پیشگفتار مترجم، اصطلاحات فنی و تخصصی در اولین وقوع، درشت‌نمایی شده‌اند و در فهرست واژگان انتهای کتاب نیز آمده‌اند. ولی مواردی از این واژه‌ها هستند که کاربرد آن‌ها یکدست نیست. مثلاً در متن کتاب «ساخت مدل وظایف شناختی» (ص۱۵ س۱)، «ساخت مدل وظیفه‌ی شناختی» (ص۱۶ س۱) ذکر شده؛ اما در فهرست واژگان انتهای کتاب، «ساخت مدل وظایف شناختی» (۳۴۴) و «مدلسازی وظیفه‌ی شناختی» (ص۳۵۶) آمده است. بدین ترتیب یک عبارت به سه شکل در کتاب مورد استفاده قرار گرفته.

۷٫ اشکالاتی نیز در ترجمه وجود دارد که بیش از همه در واژه‌ها است و در واژه‌نامه انتهای کتاب، مشهودتر است. این مثال‌ها از متن کتاب آورده شده:

کلمه انگلیسی ترجمه در متن کتاب ترجمه درست‌تر
entity هویت (ص۹۰، س۱۱) موجودیت
User-oriented کاربرگرا (در موارد متعدد، ازجمله ص ۱۳۷) کاربرمدار (مثل ص۱۳۸ س۱۵)

 

و مثال دیگر: در فصل ششم (ص ۲۲۰)، بخشی آمده است با عنوان «ویژگی‌های دانش کاربر واقعی». با توجه به متن اصلی این عنوان (knowledge characteristics of the actual user) بهتر بود که از کلمه «بالفعل» به جای «واقعی» استفاده می‌شد تا مفهوم اصلی بهتر منتقل گردد.

مثال‌های زیر نیز از واژه‌نامه انتهای کتاب گرفته شده‌اند:

کلمه انگلیسی ترجمه در واژه‌نامه ترجمه درست‌تر
association تداعی همایندی
Back-end پایانه‌ی پشتیبانی پسانه، ته، بخش پسین
frame قالب قاب
modeling ساخت مدل مدلسازی
Front-end پایانه‌گاه پیشانه، سر، بخش پیشین
homograph متشابه هم‌نگاره
navigation ناوبری مسیریابی
parsing تجزیه تقطیع
query پرسش پرس‌وجو
Rule-based دستور-بنیاد قاعده‌بنیاد
Top term اصطلاح بالاتر اصطلاح رأس

 

ج. ویراستاری

۱٫ کیفیت صحافی کتاب در حد متوسط است و با چند بار باز و بسته کردن کتاب، صفحات از شیرازه جدا می‌شوند.

۲٫ کتاب فاقد صفحه عنوان لاتین است. این امر را، بویژه با توجه به این که مجوز ترجمه کتاب نیز از نویسنده و دارنده حق مؤلف اخذ شده، باید از نقایص جدی ظاهر کتاب دانست.

۳٫ کم‌دقتی در آرایش کتاب مشهود است. ازجمله، ناقص بودن عناوین فصل‌ها و بخش‌ها در فهرست مطالب فارسی است که موجب نقص در بهره‌گیری از فهرست مطالب کتاب می‌شود. در این فهرست که به شکل دوستونی تنظیم شده، در بسیاری موارد فقط چند کلمه نخست عنوان بخش ذکر شده؛ مثل دیدگاه شناختی در برابر (دنباله: شناخت‌گرایی)، بررسی‌های تجربی پیرامون (دنباله: تعامل کاربر- میانجی- سامانه)، مطالعات پیرامون مصاحبه‌ی (دنباله: پیش‌جستجو منهای بازیابی)، نقش بازخورد در سامانه‌های (دنباله: بازیابی اطلاعات).

۴٫ فصل‌ها و بخش‌ها در ترجمه فارسی، بر خلاف متن اصلی، شماره‌گذاری نشده‌اند، و این در حالی است که در درون متن نیز در موارد بسیار، ارجاعاتی بر مبنای این شماره‌گذاری به بخش‌های مختلف کتاب شده.

۵٫ عنوان فصل چهارم (= رویکرد پژوهشی سنتی به بازیابی اطلاعات) و نیز عنوان بخش «تعاریف» در کتاب (که پس از «نتایج» واقع شده) جا افتاده و در فهرست مطالب ترجمه فارسی نیامده است.

۶٫ در فهرست مطالب متن اصلی، فهرست منابع و نمایه موضوعی نیز آمده است. اما در متن فارسی شماره صفحه «فهرست منابع» در فهرست مطالب نیامده و نمایه موضوعی نیز اساساً ترجمه نشده و حذف گردیده.

۷٫ شماره صفحات مندرج در فهرست مطالب دقیق نیست و جز تا صفحه ۷۰، با متن کتاب انطباق ندارد.

۸٫ تصاویر (شکل‌ها) از وضوح مناسب برخوردار نیستند (مثل تصویر ص ۴۱).

۹٫ دقت لازم در درج تصاویر به کار گرفته نشده. مثلاً شرح تصویر ص۳۴ در ص ۳۵ چاپ شده و فونت آن نیز با متن کتاب تفاوتی ندارد.

۱۰٫ شماره‌گذاری تصویرها در متن اصلی و ترجمه با هم منطبق نیستند: در متن اصلی، شماره فصل نیز در شماره‌گذاری تصاویر آمده؛ اما در ترجمه، شماره‌های تصاویر پشت سر هم و بدون توجه به فصل مربوطه می‌باشد. این در حالی است که در متن کتاب، ارجاعاتی به تصاویر شده که برای یافتن تصویر مورد ارجاع، باید شماره فصل نیز در شماره‌گذاری تصاویر درج شود..

۱۱٫ درج عبارت زائد «Errore! No text of specified style in document» در زیر بسیاری از شکل‌ها نشان می‌دهد که بازبینی نهایی پیش از چاپ صورت نگرفته. قابل توجه این که هر جا این عبارت درج شده شماره‌گذاری تصویر نادرست، و هر جا که چنین پیغامی نیامده شماره‌گذاری درست است.

۱۲٫ ساختار تصاویر یکدست نیست. مثلاً در فصل ۸ (صفحه ۳۰۷ تا ۳۳۲) پهنای ستون‌های جدول‌ها با هم متفاوت‌اند.

۱۳٫ مترجم همچون بخش‌های دیگر، ترجمه مناسبی از بخش «تعاریف» به عمل آورده؛ اما ذکر چند نکته لازم است:

الف) در ترجمه فارسی، مدخل این تعاریف نیز به ترتیب الفبای فارسی مرتب شده‌اند. با توجه به این که معادل انگلیسی این مدخل‌ها الزاماً در واژه‌نامه پایان کتاب نیامده، بهتر بود که در کنار ترجمه فارسی، معادل انگلیسی و اصلی این مدخل‌ها نیز ذکر می‌شد تا سودمندی بیشتری برای خواننده داشته و موجب آشنایی وی با عبارت و اصطلاح اصلی باشد.

ب) در متن انگلیسی در پایان هر تعریف، شماره صفحاتی از کتاب که بیشترین ربط موضوعی را به واژه تعریف‌شده دارند آمده است. اما در ترجمه فارسی، این شماره‌ها که می‌توانستند به‌مثابه یک نمایه موضوعی به کار آیند، حذف شده‌اند.

ج) در اینجا نیز دقت زیادی در صفحه‌آرایی به کار گرفته نشده. مثلاً در متن انگلیسی از «Interface» به «User interface» ارجاع داده شده و بنا بر ترتیب الفبایی، بین این دو اصطلاح نیز دو صفحه فاصله است. اما در ترجمه فارسی همین دو اصطلاح، «رابط» به «رابط کاربر» ارجاع داده شده، اما این دو در پشت سر هم قرار گرفته‌اند و عملاً امکان حذف «رابط» وجود داشته است.

د) در متن انگلیسی، در تعریف ارائه‌شده برای هر اصطلاح، اگر از مدخل‌های این بخش در متن هر یک از تعریف‌ها استفاده شده، آن را به فونت خمیده (ایتالیک) آورده‌اند تا معلوم شود که این اصطلاح نیز در بخش تعاریف، تعریف شده. مثلاً در تعریف «Cognitive Model» به «work space»، «state of knowledge»، و «conceptual knowledge» اشاره شده و درج این عبارات با فونت خمیده (ایتالیک) نشانه آن است که تعریف این عبارات را می‌توان در بخش «تعاریف» یافت؛ اما چنین روالی در ترجمه فارسی عملی نشده.

۱۴٫ بخش دیگری که در فهرست مطالب ذکر نشده، فهرست منابع کتاب (REFERENCES) است.

۱۵٫ نکته قابل توجه در مورد فهرست منابع این که توضیحی که در ابتدای این بخش در باره اختصارات مورد استفاده در فهرست منابع آمده، در متن اصلی با فاصله‌ای از مدخل‌های منابع جدا شده تا خواننده با آشنایی قبلی با اختصارات، از فهرست منبع استفاده کند؛ اما در ترجمه همه این‌ها بدون فاصله و پشت سر هم آمده‌اند.

۱۶٫ این امکان وجود داشته که-بنا بر روال معمول در چاپ کتاب- فهرست منابع با فونت کوچک‌تری چاپ گردد تا از تعداد صفحات و در نتیجه هزینه نهایی کتاب، کاسته شود.

۱۷٫ نمایه پایان کتاب در ترجمه حذف شده. این نمایه موضوعی در متن اصلی، شش صفحه است و با توجه به این که کتاب‌های مرتبط با مباحث نظری، بسیار مورد ارجاع و استفاده‌های مرجع قرار می‌گیرند، بر اعتبار و سودمندی کتاب افزوده است. هرچند ترجمه و درج این نمایه کار دشواری می‌بود، اما وجود آن بر ارزش کار مترجم و ناشر نیز می‌افزود.

۱۸٫ در بررسی کلی، ضعف ویراستاری کتاب مشخص می‌شود. در موارد بسیار، دقت، تلاش و احاطه مترجم به مفهوم طرح‌شده در متن اصلی مشهود است؛ اما ضعف موجود مترجم در برگردان گویا و روان متن اصلی به زبان فارسی، وظیفه ویراستار را در اصلاح و تنقیح متن فارسی بیشتر و جدی‌تر می‌کند، که عملاً این گونه نیست. در زیر به مواردی از اشکالات ویرایش کتاب اشاره می‌شود.

الف) در متن فارسی، بنا بر استفاده از «ی» اضافه است. اما در بسیاری موارد، این روال رعایت نشده؛ مثل حوزه بازیابی (ص ۱۲ س ۸)؛ نظریه بازیابی اطلاعات (ص۱۲، س۲۳)؛ جامعه بازیابی (ص ۱۳ س ۷).

ب) در ص۸۹ س۱۶: «بازیابی اطلاعات مترادف بازیابی متن یا مدرک است، صرفنظر از نوع آن که می‌تواند تما‌م‌متن، اداری، راهنما، عددی، یا کتابشناختی باشد.» به دلیل ابهام در مرجع فعل «می‌تواند» و بروز اشکال در درک معنا، بهتر است به این صورت باشد: «… صرفنظر از نوع آن اطلاعات که می‌تواند…».

ج) در ص۹۰س۸: «…نیاز برای اطلاعات به وسیله یک پرسش به زبان طبیعی یا به زبان پرسش مصنوعی نشان داده شده …» به دلیل غرابت عبارت «پرسش مصنوعی»، بهتر است متن به این صورت اصلاح گردد: «یک پرسش به زبان طبیعی یا ساختگی …».

د) ص۹۰س۱۳: «…که وضعیت عدم قطعیت کاربر و فضای مسئله‌ای وی را به طور بهینه برآورده سازد.» بهتر بود که جمله به این صورت می‌بود: «… به طور بهینه مرتفع/برطرف سازد/رفع کند.»

هـ) ص۱۴۶س۱۵: «کارکردهای میانجی اصلی» (در برابر عبارت «Major Intermediary Functions»). در ذیل این عنوان اعلام شده که «دست کم هشت کارکرد میانجی از دیدگاه تحلیلی الزامی است …» و بنابراین بهتر بود که متن فارسیبه این صورت می‌بود «کارکردهای اصلی میانجی».